تبليغاتX
بهشت خيال
مطمئنم یه روزی این اتفاق می افته

وقتي چند روز پيش خبر مرگ احمد عاشورپور رو تو روزنامه خوندم خيلي ناراحت شدم.با زير لب خوندن ترانه هايي كه از بر بودم يادي ازش كردم وگذشتم.اما همين الان كه به طور اتفاقي ترانه معروف *جينگه جانش رو  دوباره شنيدم اشكي سرد بي اختيار به روي گونه هام لغزيد. هيچ دلبستگي خاصي به اين خواننده نداشتم ، ولي گريه چيز ديگري مي گفت. تمام لحظه هايي كه با ترانه هايش گذرانده بودم از پيش رويم گذشت و تكرار شيرين ترانه هايش از زبان پدرم . گذر از جاده ساحلي از شرق تا غرب  تا مرداب انزلي . و هميشه يكي از نوارهاي ماشين تو اون سفرهايي كه خاطرات محوي ازشون مونده  از عاشور پور بود كه مي خوند.*نكون ناز نكون ناز ...

*اين دو آهنگ رو اينجا پيدا مي كنيد

برف عاشق

***عشقت مثل برف بي صدا در قلبم كه  برايت آغوش گشوده مي بارد.بهار كه بيايد برفي نيست اما قلبم هزار جوانه مي زند و  تو روي تمام شاخه ها شكوفه مي كني .

نوشته شده توسط سحر در ساعت 8:28 بعد از ظهر | لینک  | 

آنقدر  دلسردم ، که گویا تمام برفهای این روزها در دل من نشسته و خونی منجمد  به زور در رگهایم پیش رانده می شود. نفسم آه یخ زده ای است که سینه ام را می خراشد .من فکر می کنم که همه زندگیم همان توت کرم خورده ای بود که امروز از پنجره بیرون انداختم و زیر پای رهگذری ماند و حتی قسمت کلاغ هم نشد.

نوشته شده توسط سحر در ساعت 7:58 بعد از ظهر | لینک  | 

 

دنبال یه تابلو خوشگل می گردم برای تو سالن!از کلیه افرادی که در این زمینه(محل فروش تابلو!) اطلاعی دارند خواهشمندم راهنمایی بفرمایند.راستی نمی خوام خیلی گروون  باشه ها!جاهای گرونا رو خودم بلدم!!!

 

نوشته شده توسط سحر در ساعت 6:40 بعد از ظهر | لینک  |