یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
نوشته شده توسط سحر در ساعت 7:35 قبل از ظهر | لینک
|
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387
روزي ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد
و مهرباني دست زيبائي را خواهد گرفت.
و مهرباني دست زيبائي را خواهد گرفت.
□
| روزي که کمترين سرود |
|
| بوسه است |
و هر انسان
براي هر انسان
برادريست.
روزي که ديگر درهاي خانهشان را نميبندند
براي هر انسان
برادريست.
روزي که ديگر درهاي خانهشان را نميبندند
| قفل |
|
| افسانهئيست |
و قلب
براي زندهگي بس است.
روزي که معناي هر سخن دوستداشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي.
براي زندهگي بس است.
روزي که معناي هر سخن دوستداشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي.
روزي که آهنگ هر حرف، زندهگيست
تا من به خاطر آخرين شعر، رنج جستوجوي قافيه نبرم.
تا من به خاطر آخرين شعر، رنج جستوجوي قافيه نبرم.
روزي که هر لب ترانهئيست
تا کمترين سرود، بوسه باشد.
تا کمترين سرود، بوسه باشد.
روزي که تو بيائي، براي هميشه بيائي
و مهرباني با زيبائي يکسان شود.
و مهرباني با زيبائي يکسان شود.
روزي که ما دوباره براي کبوترهايمان دانه بريزيم...
□
و من آن روز را انتظار ميکشم
حتا روزي
که ديگر
نباشم.
حتا روزي
که ديگر
نباشم.
(شعر افق روشن از كتاب هواي تازه- احمد شاملو)
نوشته شده توسط سحر در ساعت 9:15 بعد از ظهر | لینک
|
یکشنبه هجدهم فروردین 1387
دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بیگنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خوردهای نقل خلاص خوردهای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن....
نوشته شده توسط سحر در ساعت 7:36 بعد از ظهر | لینک
|
شنبه دهم فروردین 1387
من و آفتابگردانها منتظر آمدنت می مانیم.
نوشته شده توسط سحر در ساعت 10:3 بعد از ظهر | لینک
|
جمعه دوم فروردین 1387
سلام .ما ۲-۳ روزه که خانوادگی اومدیم تبربز!جای شما خالی.امروز هم قراره بریم جلفا!بازهم جای شما خالی!!
نوشته شده توسط سحر در ساعت 6:35 قبل از ظهر | لینک
|
پنجشنبه یکم فروردین 1387
سال نو مبارک.
عیدتون مبارک.
موفق وپیروز باشید.
نوشته شده توسط سحر در ساعت 4:56 بعد از ظهر | لینک
|

