پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
این روزها احساس خوشبختی ، نیازمند کمی چاشنی خریت است!
نوشته شده توسط سحر در ساعت 6:23 قبل از ظهر | لینک
|
سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387
یه وقتهایی هست که دلت می خواد بری تو اطاقت در و ببندی ، یه ترانه دلخواه بگذاری و به غصه ای که تو دلت داری بال و پر بدی و اگه خواستی اشک بریزی.گاهی وقتها هست که به سکوت و تنهایی احتیاج داری.اما...
باور کردنی نیست ، درست همین وقته که می فهمی سالهاست که دیگه اطاقی نداری ! ترانه دلخواهت رو فراموش کردی و حتی تو دلت جایی برای بال و پر دادن به غصه ات نداری!
تو می مونی و طرح غصه بی بال و پر ، تو می مونی و فکر یک ترانه دلخواه فراموش شده ، تو می مونی و اشک بی محل!
*دوست خوبم، این روزها بزرگترین آرزویم رسیدن تو به آروزیت است. 
نوشته شده توسط سحر در ساعت 8:54 بعد از ظهر | لینک
|
یکشنبه بیستم مرداد 1387
پسرم تولدت مبارک.

نوشته شده توسط سحر در ساعت 9:0 بعد از ظهر | لینک
|
