تبليغاتX
بهشت خيال
مطمئنم یه روزی این اتفاق می افته

بعضی ها نیمه گم شده آدمند که سالها پیش باید پیدا می شدند و امروز پیدایشان می کنیم! بعضی ها سالها پیش پیدا شده اند و حالا فکر می کنیم حتما نیمه گم شده یک نفر دیگه بوده اند و  اشتباهی... بعضی ها نیمه گم شده هیچ کس نیستند .چون تمام وکمالند.بعضی ها نصفه ونیمه اند ولی آنقدر عجیبند که هیچ وقت نیمه اشان پیدا نخواهد شد.بعضی ها از نیمه بودن می ترسند و زود جفت می شوند! بعضی ها بعد از جفت شدن هوس نصف شدن می کنند!بعضی ها هم جفت می شوند و نیمه می مانند.بعضی ها نیمه می مانند و گه گاهی جفت می شوند! بعضی ها با نیمه دیگران جفت می شوند. بعضی هم نیمه می مانند تا دیگران جفت شوند.

تو فکر می کردی نیمه نداری!من فکر می کردم نیمه منی!!!!

پ ن: هر تویی تو نیستی هر منی هم من نیستم.!

نوشته شده توسط سحر در ساعت 1:27 بعد از ظهر | لینک  | 

 

می آیی و می روی .مثل باد که در شاخ و برگ بید مجنون می پیچد، فقط بیقراریم را بیشتر می کنی.

نوشته شده توسط سحر در ساعت 1:34 بعد از ظهر | لینک  | 

 

نوشته شده توسط سحر در ساعت 7:14 قبل از ظهر | لینک  | 

می توانی دستانم را ببندی .بر دهانم قفل می توانی بزنی. در سیاهی اطاقی بی روزن ،دیدن و شنیدن را هم از من می توانی بگیری .

اما اندیشه ام تا همیشه از آن من است .آنقدر رها، آنقدر آزاد،که هیچ گزندی از خواسته های حقیر تو نخواهددید.

نوشته شده توسط سحر در ساعت 1:16 بعد از ظهر | لینک  | 

 

تو به خود نگاه می کنی
آينه سياه می کنی
پرده بر ترانه می کشی
پنجره تباه می کنی
من ، ستاره آه می کشم
دست روی ماه می کشم
نوازشِ نسيم می کنم
روی شب نگاه می کشم
تو، با گلوله و من، با گل
تو، با شليک و من، با آواز
تو، زردِ نفرت، کبودِ کين
من، سرخِ عشق و سبزِ پرواز
کسبِ تو، قتلِ گل و شبنم
اعدامِ باد و نور و دريا
کارِ من کشتِ چراغ و دف
تيمارِ رنگ و رقص و رويا!
ميعادگاهِ ما:
انسان و آبادی
تاريخِ آينده
ميدانِ آزادی!

نوشته شده توسط سحر در ساعت 4:29 بعد از ظهر | لینک  |