تبليغاتX
بهشت خيال
مطمئنم یه روزی این اتفاق می افته

 

به نظر من مادر همه رنگها سیاهٍ.کافی یک شب قبل از سپیده صبح بشینی پشت پنجره و به دنیا آمدن این همه رنگ رو از دل سیاهی همراه با روشنی سحر ببینی.

نوشته شده توسط سحر در ساعت 1:32 بعد از ظهر | لینک  | 

به تنهایی نتوانستم افکارم رو بیان کنم،این روزها تکثیر می شوم.

نوشته شده توسط سحر در ساعت 5:16 قبل از ظهر | لینک  | 

چند روز پیش آرمان از پدرش می پرسید:((بابا از این جا تا آسمان هفتم دقیقا چند کیلومترٍ؟))

نوشته شده توسط سحر در ساعت 8:16 قبل از ظهر | لینک  | 

ساده وصادقانه تو مستی می گی: مردا همه شیشه خرده دارند.

لامذهب نمی گی آخه هضم شیشه خرده ، اونهم تو وجود تو ، برای من سخته.

نوشته شده توسط سحر در ساعت 2:47 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط سحر در ساعت 9:37 بعد از ظهر | لینک  |