چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
۱-دوباره بی خوابی زده به سرم.اضطرابم به مرز جنون نزدیکه! روی امواج سینوسی احساساتم از عشق تا نفرت در نوسانم.از خواستن دیوانه وار تا نخواستن و دوری گزیدن و انزجار.
۲-تو زندگی برای خروج از شرایط بد راههای زیادی هست.من معمولا تحمل و توسل به گذر زمان رو انتخاب می کنم.گاهی هم قسمتی از مسئله وحتی اگه بشه کل اونو حذف می کنم.تو تنها موردی هستی که نمی دونم باهات باید چیکار کنم! تو زمان رو متوقف می کنی و امکان حذف نداری!همینه که دچار اضطراب می شم!
۳-کاشکی آخر دنیا کمی نزدیکتر بود!!
نوشته شده توسط سحر در ساعت 4:56 قبل از ظهر | لینک
|
